يك عمر تو زخمهای ما را بستی
هر روز كشيدی به سر ما دستی
شعبان كه به نيمه میرسد آقاجان!
ما تازه به يادمان میآيد هستی!
هر چند كه خستهايم از اين حال نيـا!
شرمنده! اگر ندارد اشكال نيـا!
ما خط تمام نامههامان كوفی است
آقای گلم زبان من لال نيـا!
سرتاسر جان ما پر از تب نشده
چون جام جنون ما لبالب نشده
ما منتظريم ماه كامل بشود
دور قمری چهارده شب نشده
هر چند كه بيمار تو هستيم همه
ديوانهی ديدار تو هستيم همه
بين خودمان بماند آقا عمری است
انگار طلبكار تو هستيم همه
هر روز به ما اگر كه سر هم بزنی
بر ريشهی خواب ما تبـر هم بزنی
آقا تو كه خوب میشناسی ما را
زنگ در خانه را اگر هم بزنی...
از مزرعههای كوچك بعضیها
برچيده شود مترسك بعضیها
آقا خودمانيم چه كيفی دارد
وقتی بزنی به برجك بعضیها
اين مرد كه در ره است بايد او را...
میترسم اگر سرزده آيد او را...
از هر كه سراغ او گرفتم ديدم
در شهر كسی نمیشناسد او را















Y! messenger



